تبليغاتX
WELCOME DEAR

ashkanpictur

مریم

ashkanpictur

http://ashkanpictur.blogfa.com

WELCOME DEAR

WELCOME DEAR -

WELCOME DEAR

من مریم هستم و می خوام تو این وبلاگ همه چی بزارم و هر چی که شما بخواین پس منتظر نظراتتون هستم عکس

WELCOME DEAR

WELCOME DEAR

عکس
چند تا مطلب روانشناسی براتون می ذارم اگه خوشتون اومد بگین تا بیشتر بذارم

روانشناسی شخصيت در خانواده دو فرزندی ! [ March 12, 2008 ]

دو پسر در خانواده مرفه
تربيت و شخصيت دو پسر بستگي به فرهنگ حاكم بر خانواده داردكه به كدام سو گرايش دارند . اگر فرهنگ خانواده كاملاً مادي باشد ، آن دو پسر هم به سوي ماديات گرايش مي يابند . در عين حال چون پسر بزرگ بيشتر مورد توجه است و روي او اعتبار بيشتري باز شده است حالت اقتدار بيشتري دارد ، مسئوليت پذير و كاري است و در انجام كارها ساعي است و از خود تنبلي نشان نمي دهد .
در حالي كه دومي تا حدودي تنبل است و از اقتدار كمتري برخوردار است . از سوي ديگر به دليل وجود امكانات ، اين بچه ها با هم درگير نشده و كاري به كار هم ندارند .

دو پسر در خانواده فقير و معمولي
پسر اول مدام نظارت پدر را بر خود احساس مي كند . او دائم از سوي پدر و مادر تحت كنترل است . از اين رو كوچكترين عمل او زير ذره بين برده شده و مورد نقد و بررسي است . و با شدت با آن برخورد مي شود . پسر اول معمولاً‌ احساس دوگانه اي در خود دارد . از يك سو مدام به او تذكر مي دهند كه بزرگتر است ، بايد گذشت كند ، رفتار بزرگترها را داشته باشد حتّي رفتارهاي بچه گانه را انجام ندهد ، از سوي ديگر مدام در حال امر و نهي شدن است . در حالي كه در مقايسه با پسر دوم راحت تر و آزادتر است . معمولاً پسر بزرگتر رفتارهاي پدر را تقليد كرده و همان روش را برسر برادر كوچك انتقال مي دهد .
يك نكته هم در مورد فرزند بزرگ پسر آن است كه پس از ازدواج علاقه دارد ، در رابطه با همسر خود در برخي موارد حالت كودكانه يافته و همسر ش نقش مادري را هم ايفاء كند.
معمولاً پسر دوم بيشتر سركوفت مي شود در نتيجه اراده اي ضعيف تر دارد ، پسر اول حالت حاكميت و آمريت دارد . به اين جهت روحيه رهبري در او قوي است ، به عكس در پسر دوم كه حالت رهبري كمتر و آرام تر است .
اگر پدر و مادر به بچه اول بيشتر از بچه دوم توجه كنند ، دومي آرام و خمود مي شود ، حتي ممكن است احساس افسردگي داشته باشد. زيرا تصور مي كند وجود او اهميت چنداني در خانه ندارد و كسي به او اعتنا و توجهي ندارد ،‌لذا تمايل به گوشه نشيني و انزوا مي يابد .
حال به عكس اگر در خانواده توجه كمتر به پسر بزرگتر باشد . پسر دوم شرور ، تهاجمي و بي تربيت مي شود ، زيرا پدر و مادر به دليل توجه بيش از حد به او ، او را لوس و بي مسئوليت بار مي آورند . اين فرد در زندگي عملي خود هم فاقد پشتكار و انضباط است و پس از ازدواج اين موضوع را به خانواده خود نيز تسري خواهد داد .

دختر – پسر
اگر فرزند اول دختر و فرزند دوم پسر باشد . حالت حاكم بر روابط خواهر و برادر بر محور لجبازي است ، چون معمولاً پسرها مورد توجه زياد والدين هستند ( در مقايسه با دخترها) از سوي ديگر دختر بزرگ ناچار است كارهاي خانه را هم انجام دهد ، اما توجه و پاداش ها به طرف پسر كوچك تر منتقل مي شود . اين مسأله هم سبب برخورد رقابت آميز برادر و خواهر و توسعه لج بازي ميان آنها مي شود . اين رابطه به صورت مداوم تكرار شده و ادامه مي يابد . در اين وضع هر دو در صدد اعمال سلطه هستند ،‌ لچ بازي سبب مي شود ، آنها حالت يكدندگي يافته و در همه خواستهاي خويش بدون توجه به ديگري پافشاري كنند .

پسر – دختر
در صورتيكه در ميان خانواده دو فرزندي ، فرزند اول پسر و دومي دختر باشد . پسر حالت تحكم و رهبري دارد. دنبال اعمال سلطه و حاكميت است . اما دختر حالت مادرانه مي يابد. از سويي تصور مي كند كه هم طراز برادر بزرگش است . احساس كوچك بودن ندارد . اما از آنجا كه مادر هم از او توقعاتي دارد ، لذا احساس مادر بودن دارد.

دختر – دختر
اگر در خانواده دو فرزند. هر دو دختر باشند ، در نتيجه نوعي رقابت ميان دو فرزند آغاز و توسعه مي يابد . زيرا هر دو آنها مي كوشند حالت مادرانه داشته باشند . اما به هر حال معمولاً در خانواده ايراني بچه اول بيشتر حالت مادرانه مي يابد و حالت دومي در اين مورد عقب تر و كمتر است .
در خانواده هاي مرفه تفاوت ميان دو دختر زياد نمي باشد . دختر دوم از لحاظ عاطفي به پدر و مادر وابستگي بيشتر دارد . لذا احساس عدم امنيت بيشتري دارد . دختر اول فكر مي كند به اندازه دختر كوچك به او توجه نمي كنند . لذا ممكن است ساكت و گوشه گير شود ، اما به هر حال در كار يكديگر مداخله نمي كنند .
در خانواده معمولي دختر اول سعي دارد پا جاي پاي مادر بگذارد ، از اين رومي كوشد بر دختر دوم اعمال سلطه كرده و به او دستور داده و تحكم نمايد . دختر دوم از اراده ضعيف تري برخوردار است و اعتماد به نفس زيادي ندارد .
مطالب ارسالی به پرشین وی

 


راهكارها و نكات مهم در ارتباط مؤثر [ March 10, 2008 ]


ارتباط مؤثر رابطه اي است كلامي و غيركلامي بين دو يا چندنفر كه در طي آن، افراد مي توانند عقايد، خواسته ها، نيازها و هيجانات خود را بيان نموده و به نوعي احساس رضايت دست يابند.

اثرات برقراري ارتباط مؤثر با ديگران :
1 – تقويت اعتماد به نفس
2 – درك متقابل
3 – رضايت خاطر
4 – احساس سودمندي
5 – تقويت رشد اجتماعي، روحي، رواني و عاطفي
6 – تأمين بخشي از نيازهاي اساسي انسان
7 – انتقال صريح پيام به ديگران

راهكارها و نكات مهم روانشناختي در ارتباط مؤثر:
1 – افراد با هم تفاوت دارند: با همه افراد نمي تواند به يك گونه حرف زد يا ارتباط برقرار كرد مهمترين گام، مخاطب شناسي است؛ يعني شناخت ويژگي هاي شخصيتي ديگران و رفتار كردن متناسب با آن.

2 – روحيه هر فردي در رفتار او تأثير گذار است : افراد در وضعيت هاي روحي متفاوت، رفتارهاي مختلفي دارند.
مثلاً آيا وقتي خسته هستيم سؤال طرف مقابل را همان گونه پاسخ مي دهيم كه شاد و با نشاط هستم؟
بنابراين بهتر است مخاطب ما در وضعيت روحي خوبي قرار گيرد تا ارتباط مؤثر برقرار شود.
بياد داشته باشيم هر كس با احترام وارد شود يقيناً با مهر خارج خواهد شد.

3 – نگرش و دنياي هر فرد متفاوت است :
برخورد غيرمنطقي وجود ندارد! هر كس براساس منطق خود رفتار مي كند، چون هر كس دنيا را از ديد خود درك مي كند؛ بنابراين بهتر است با افراد متفاوت برخوردهاي متفاوت داشته باشيم. براي برقراري ارتباط مؤثر با دنيا و نگرش ديگران مقابله نكنيم بلكه نخست دنياي آنها را بپذيريم، به دنيا آنها پا بگذاريم و بعد او را به دنياي خود دعوت كنيم، به تعبيرشهيد باهنر «از آنجايي شروع كنيم كه او دوست دارد و به آنجايي ختم كنيم كه خود دوست داريم».

4 – آدم ها را دوست داشته باشيم :
ما با كساني كه دوستشان داريم راحت تر به نتيجه مي رسيم بنابراين براي برقراري ارتباط مؤثر لازم است به اصول ديگران احترام بگذاريم حتي اگر آنها را قبول نداريم، با اين كار محبت و دوست داشتن خود را به آنها نشان مي دهيم.

5 – باور اينكه هم من خوبم هم شما خوبيد :
توماس هريس در كتاب «وضعيت آخر» چها روضعيت را در ارتباط فرد با ديگران مطرح مي كند، از جمله :
من خوبم تو خوب نيستي.
باور اين وضعيت موجب احساس مقابله ، تلافي و دعوا مي شود و مانع ارتباط است.
من خوب نيستم ، تو خوب هستي.
باور اين وضعيت موجب احساس حقارت و كوچكي شده و مانع ارتباط است.
من خوبم، شما هم خوبيد
تنها باور اين وضعيت است كه مي تواند موجب برقراري ارتباط مؤثر با ديگران شود.

6 – كوشش غيرمستقيم مؤثر است :
براي مثال در جلسه اي برگه هايي كه پشت آنها پيام هايي مفيد و هدفمند نوشته شده بود به عنوان كاغذ يادداشت بين اعضاء توزيع شد، با وجود اينكه به افراد توصيه اي براي خواندن مطالب نشده بود، اما همه اعضاي جلسه پيام ها را خوانده بودند!

7 – مقاومت ديگران را درك كنيم:
اگر ضمن تلاش، براي ارتباط با فرد مقابل، او از خود مقاومت نشان داد و عباراتي از اين قبيل به كاربرد: تو مرا درك نمي كني، به او بگوييم «من احساس شما را مي فهمم، اگر دوست داري درباره اش صحبت كنيم».
8 – هميشه «برد، برد» بيافرينيم:
اگر بپذيريم همه انسانها در حال تغيير و تحول اند، مي بينيم براي برقراري ارتباط مؤثر بهتر است قصد و نيت هايمان را خير كرده و به سويي حركت كنيم كه دو طرف برنده باشند. براي رسيدن به اين هدف بايد مدام از خود بپرسيم كه در اين ارتباط، من براي او چه فايده اي دارم. يا چرا بايستي ديگران براي من كاري را انجام دهند!؟
پاسخ به اين سؤال مي تواند ارتباط ما را با ديگران موثر نمايد. هميشه در برقراري ارتباط با ديگران به روشي عمل كنيم كه دو سر برنده باشيم، هيچ بازنده اي نداشته باشيم، برد، برد بيافرينيم.

9 – شخصيت افراد را از رفتارشان جدا كنم:
اگر رفتار طرف مقابل براي ما قابل قبول نبود براي برقراري ارتباط مؤثر بهتر است فقط همان رفتار ناپسند او را زير سؤال ببريم نه كل شخصيت او را ، به كسي كه خطايي كرده نگوييم تو تنبل، كودن، بي عرضه و ... هستي، چرا كه اين عمل ما را از برقراري ارتباط جهت انتقال پايم اصلي بازمي دارد.

10 – خوب گوش دهيم :
در برقراري ارتباط موثر با ديگران خوب گوش كردن (گوش دادن فعال) به حرفهاي طرف مقابل علاوه بر يك مهارت، يك هنر است وقتي كسي با ما حرف مي زند بايد سعي كنيم در چشمهايش نگاه كنيم و احساسات بيان شده او را درك كرده و با حركت چشم، ابرو و ... به او نشان دهيم كه مشتاقانه به سخنان او گوش مي دهيم، از ارائه راه حل، نصيحت، قضاوت كردن و دستور دادن اكيداً بپرهيزيم چون اينها همه جزء سدها و موانع ارتباطي به شمار مي آيند.

11 – ديگران را بدون قيد و شرط بپذيريم :
ديگران را همان گونه كه هستند بپذيريم و سعي نكنيم آنها را در قالب انتظار و خواسته خود شكل دهيم.

12 – ارتباط خود را با كلمه «من» شروع كنيم:
اگر در ارتباط با ديگران مسأله اي پيش آمده ابتدا مشخص كنيم چه كسي بيش از ديگران ناراحت شده و آن گاه پيام را با كمله «من» و بدون مقصر دانستن يا سرزنش ديگران بيان كنيم، مثلاً : « من امروز خسته ام، لطفاً صداي ضبط صوت را كم كنيد».

13 – روشن، كوتاه و گزيده سخن بگوييم:
عموماً پرحرفي و زياد سخن گفتن نه تنها به ارتباط بهتر كمتر نمي كند بلكه مانع از ارتباط هم مي شود.
به فرمايش امام علي عليه السلام : «خير الكلام ما قل و مادلّ» بهترين كلام سخن كوتاه و گزيده است.

14 – نيازهاي ديگران را در حد ممكن برآورده كنيم : براي برقراري ارتباط بهتر با ديگران متوجه نيازهاي اساسي زيستي، رواني، عاطفي و اجتماعي اطرافيان خود باشيم و با برآورده كردن نيازهاي آنها در حد توان خود به سوي برقراري ارتباط بهتر با آنها گام برداريم.
«كونو دعاه الناس بغير السنتكم كونو دعاه الناس باعمالكم» )حضرت محمد(ص)(

15 – صحبت با ديگران را خوب شروع كنيم: سلام و احوالپرسي و مقدمه چيني در آغاز صحبت با ديگران مي تواند ما را در برقراري ارتباط بهتر كمك كند.
16 – مقدمه چيني زياد و حاشيه پردازي مانع ارتباط است.
17 – اگر بتوانيم احساسات و هيجانات خود را كنترل كنيم ، در ايجاد ارتباط با ديگران موفق تر خواهيم بود.
18 – در برقراري ارتباط با ديگران موقعيت زماني و مكاني را مدنظر داشته باشيم.
19 – از تن صداي مناسب استفاده كنيم: مثلاً صداي بالا نشانه عصبانيت و هيجان است و تن صداي پايين غمگيني را نشان مي دهد.
20 – از آهنگ صداي مناسب استفاده كنيم : بدانيم در كجا صحبت خود را بالابرده، كي پايين بياوريم و كجا كش دار صحبت كنيم.
21 – از تماس چشمي مناسب استفاده كنيم : در زمان صحبت به صورت مخاطب خود نگاه كنيم چرا كه تماس چشمي يك تماس مستمر است ولي به او خيره نشويم و به مردمك چشم او نگاه نكنيم، چرا كه از ما مي برد.
22 – از حالات چهره مناسب استفاده كنيم: متناسب با صحبتي كه مي كنيم بتوانيم تأثر و يا خوشحالي را در چهره خود نشان دهيم.


| + | ????? ??? ???? مریم ?? پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ? ???? 14:51 |

???? ?????

Free Template Blog

???? ??????

???? ????? ????